۱۳۸۸ تیر ۲, سه‌شنبه

عوامل خودسر !


مادربزرگ پروژه جداسازي من و همسرم را فعلا به تعويق انداخته. راستش به كل منكر قضيه شده و مي‌گويد: من اصلا به اين چيزها فكر مي‌كنم؟ از شما چه پنهان سوژه ديگري پيدا كرده. قيامتي است در خانه. برادرم يك كلمه پرسيد: جوراب من كجاست؟ پسرخاله‌ام بند كرد اين روزها همه چيزي گم مي‌شود. يكي خودش را گم مي‌كند. يكي مي‌گويد خانه‌ام كجاست؟ همسرم گفت: يكي هم مثل نماينده كنگان مي‌گويد: سوال من از وزير بازرگاني كجاست؟ نمي‌دانم كدام شير پاك خورده‌اي بود كه خيلي آهسته گفت: راي من كجاست؟ مادربزرگ صحن خانه را تبديل به صحراي محشر كرده است. بازجويي. استنطاق. هركس را جداگانه در يك اتاق حبس كرده كه با هم تباني نكنيم. اتاق كم آورده البته و مرا انداخته توي دستشويي. شبكه پيامك هم كه قطع است و دغدغه‌اي نيست از اين لحاظ. مي‌گويم: مادرجان تو را به خدا اول از من بپرس كه خلاص شوم از اين رايحه خوش. صداي برادرم را مي‌شنوم كه مي‌گويد: بچه‌ها يك عضو كميته حقيقت‌ياب مجلس عنوان كرده، تلاش مي‌كنند با عوامل خودسر برخورد شود. مادربزرگ مي‌گويد: پس توي آن اتاق اسباب لهو و لعب داري‌هان؟ به اينترنت وصل مي‌شوي مزدور؟ نشنيدي سخنگوي وزارت خارجه نسبت به ارسال هرگونه‌‌ ايميل به شبكه‌هايي كه مورد دارند هشدار داده؟ پدرم گفت: مي‌شود حالا جاي من و خانم را عوض كنيد كه ايشان در آشپزخانه باشد حين استنطاق؟ مادربزرگ گفت: نخير. شام بي ‌شام. رژيم بايد بگيري. اصلا بگير بخواب. اعلام شده خواب مناسب از چاقي جلوگيري مي‌كند. صداي همسرم را شنيدم كه مي‌گويد: از هيكل خرس قطبي پيداست تاثير خواب زمستاني بر چاقي. مادربزرگ نهيب زد: ساكت. همه چيز را به مسخره گرفته‌ايد. بازداشت هستيد مثلا. مادرم گفت: آخر رئيس اتحاديه سراسري كانون وكلا اعلام كرده بازداشت شبانه استثناست. نه قاعده! نمي‌شود ما را شب بازداشت كنيد كه. مادربزرگ گفت: همين كه هست. برادرم دوباره گفت: بچه‌ها اينجا نوشته رئيس دانشگاه تهران خسارات وارده به كوي را جدي ندانسته. پس چرا دنبال عوامل خودسر...حرفش نيمه‌تمام ماند و تنها سر و صدا بود و صداي شكستن اشيا. 10 دقيقه بعد آهسته پرسيدم چيزي شده؟ مادربزرگ ادعا مي‌كند عوامل خودسر ريخته‌اند توي اتاق برادرم و رايانه‌اش را پرت كرده‌اند توي حياط. در دستشويي را از پشت قفل كرده‌ام. حال و هواي اينجا از بيرون بهتر است.

شهرام شهيدي

هیچ نظری موجود نیست: